نویسنده: حیاتالله رهیاب
علم و دانش بهطور مداوم در حال پیشرفت است و در هیچ وضعیتی ثابت نمیماند. در طول تاریخ، بشر بهطور مداوم در حال افزایش آگاهی و شناخت خود از پدیدههای مختلف بوده است. یکی از ابتداییترین تقسیمبندیهای علم، تفکیک آن به علوم انسانی و علوم طبیعی است که هر کدام به زیرمجموعههای مختلف تقسیم میشوند. در هر دو حوزه، پیشرفتهای قابل توجهی صورت گرفته و بشر به دستاوردهای جدیدی دست یافته است. بنابراین، انسان باید در تمام جنبههای زندگی خود بهروز باشد و از دستاوردهای علمی بهرهبرداری کند.
کتابها و منابع درسی از ارکان اساسی تعلیم و تربیه به شمار میروند. این منابع به دانشآموزان کمک میکنند تا یاد بگیرند و تفکر کنند. هرچه محتوای کتابها دقیقتر و بهروزتر باشد، فرآیند یادگیری بهتر انجام میشود و دانشآموزان میتوانند با نیازهای زمان خود بهتر سازگار شوند.
نخستین مکتب در افغانستان در سال ۱۲۸۲ هجری شمسی تأسیس شد و از آن زمان، روشهای آموزشی بهتدریج تغییر کردهاند. با این حال، نصاب درسی و محتوای کتابهای درسی بهطور قابل توجهی تغییر نکرده و هنوز هم به همان شکل و محتوا باقی مانده است. این موضوع چالشهای زیادی را به همراه دارد.
تجربه تدریس در مکاتب نشان میدهد که مضامین درسی از فقر محتوا، اشتباهات املایی و کهنگی رنج میبرند. بهعنوان مثال، در مضامین ادبیات، جغرافیا و تاریخ، هیچ یادی از یافتههای جدید علمی و ادبیات معاصر نمیشود. این وضعیت نیاز به بازنگری در محتوای کتابها را ضروری میسازد.
برای بهبود کیفیت منابع درسی، پیشنهاد میشود که کمیتهای تخصصی متشکل از کارشناسان آموزشی تشکیل شود و محتوای کتابها بهطور منظم و روشمند بررسی گردد. همچنین، باید به نیازهای واقعی جامعه توجه شود و مطالب علمی جدید در کتابها گنجانده شود.
عدم بهروزرسانی منابع درسی میتواند مانع از رشد استعدادها و خلاقیت دانشآموزان شود. در شرایط فعلی که بسیاری از مکاتب با مشکلات مالی و زیرساختی مواجهاند، بهروزرسانی کتابها و منابع درسی نیازمند بودجه و منابع انسانی کافی است. با این حال، اگر این کار انجام شود، میتواند به پرورش استعدادها و تواناییهای دانشآموزان کمک کند و آنها را با علم و فناوریهای نوین آشنا سازد.
منبع: روزنامه اطلاعات روز