نویسنده احسان عنان در تحلیل رفتارشناسی حکومت‌های توتالیتر و ایدئولوژیک، به این نکته اشاره می‌کند که انباشت جهل به‌طور سازمان‌یافته و حذف ابزارهای تحلیلی از فضای عمومی، نه تنها یک پی‌آمد ناخواسته، بلکه استراتژی اصلی بقای رژیم‌ها است. سیاست‌های آموزشی، فرهنگی و اجتماعی طالبان نیز در همین راستا قرار دارد و نشان‌دهنده‌ی یک پروژه‌ی هدفمند و گسترده است.

این گروه با ساختارهای مدنی در افغانستان در حال نبردی بنیادین بر سر کنترل تفکر و آگاهی عمومی است. حکومتی که از مشروعیت دموکراتیک و رأی مردم بی‌بهره است، ناگزیر به دنبال ساختن جامعه‌ای است که در آن شهروندان ندانند و نپرسند. ترس طالبان از دانایی به‌وضوح در سیاست‌های آموزشی و فرهنگی این گروه نمایان است.

آموزش محدود، دانشگاه‌های ایدئولوژیک و خاموشی رسانه‌ها از جمله اقداماتی است که طالبان برای کنترل آگاهی عمومی به‌کار می‌برد. این اقدامات به‌ویژه شامل حذف دختران از چرخه‌ی آموزش می‌شود که به اعتقاد فریبا، آموزگار زبان انگلیسی در هرات، بخش اساسی پروژه‌ی مهندسی جهل طالبان است.

فریبا می‌گوید که این وضعیت برای آینده‌ی دختران فاجعه‌بار است و حکومت طالبان بر پایه‌ی جهل و نادانی استوار است. او به ممنوعیت آموزش دختران و تأثیرات آن بر ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور اشاره می‌کند و معتقد است که این محرومیت به‌طور مستقیم بر سلامت عمومی و آینده‌ی نسل‌ها تأثیر می‌گذارد.

در کنار این، دانشگاه‌ها نیز تحت فشار قرار دارند و بسیاری از رشته‌های تحصیلی به‌ویژه در علوم انسانی حذف یا تغییر یافته‌اند. استاد حمید، که به‌دلیل محدودیت‌های طالبان از تدریس کناره‌گیری کرده، می‌گوید که فلسفه و تفکر انتقادی تهدیدی برای حکومت به شمار می‌رود.

در نهایت، کنترل رسانه‌ها و تصویب قوانین محدودکننده، به‌ویژه در سال ۲۰۲۴، نشان‌دهنده‌ی تلاش طالبان برای انحصاری کردن روایت‌ها و محدود کردن آزادی بیان است. این اقدامات نه تنها به کاهش تنوع روایت‌ها منجر می‌شود، بلکه خودسانسوری را در جامعه گسترش می‌دهد.

به‌گفته‌ی نویسنده، تاریخ نشان می‌دهد که حکومت‌های ایدئولوژیک از آگاهی می‌هراسند و این ترس، نشانه‌ای از ضعف آن‌ها است. تا زمانی که این ترس بر سیاست‌گذاری‌ها حاکم باشد، افغانستان نه تنها از توسعه باز خواهد ماند، بلکه در چرخه‌ای از وابستگی و فقر گرفتار خواهد شد.

منبع: روزنامه اطلاعات روز

خبر را شریک کنید